گروههای آموزشی ناحیه دو بهارستان
فعالیت های کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی
حدیث موضوعی

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 27 بهمن 1392
 روزنامه فرهیختگان 26بهمن92

 در بخش اول از این نوشته به روابط استاد – دانشجو در دانشگاههای ایران پرداخت شد. در این رابطه ی عمودی و بر مبنای اقتدار وقدرت استاد، تصمیم گیر اصلی در باره ی چگونگی آموزش و پژوهش استاد است. دانشجو اساسا در این رابطه،جایگاه فرودست را داراست و منفعل است!در بخش دوم در این نوشته به چگونگی امر پژوهش  و آسیب شناسی آن در سطح دانشگاهها پرداخته می شود. پژوهش بخش مهمی از فرایند آموزش و یادگیری است.در واقع روند آموزش بدون پژوهش و تحقیق به یادگیری مفید منتهی نمی گردد. اگر دانشجو در هر رشته  ای برای یادگرفتن مفاهیم علمی و چگونگی کاربرد آنها، روش تحقیق علمی را فرا نگیرد پس از مدتی از آموزش همه مطالب را فراموش می کند



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1392



محمد روزبهانی




این مطلب در ضمیمه ی روزنامه فرهیختگان( ویژنامه نیمکت) در تاریخ دوشنبه14 بهمن چاپ شده است



محمد روزبهانی دبیر آموزش و پرورش  و تحصیل کرده ی جامعه شناسی گروههای اجتماعی است. وی بیست سال است که در مدارس و مراکز دانشگاهی به تدریس مشغول است. درحال حاضر سر دبیر نشریه تخصصی راستان  است که در زمینه ی علوم نسانی منتشر می گردد. ایشان در روزنامه ها  نیز به صورت جسته گریخته درباره ی موضو عات اجتماعی و مخصوصآ  مسائل اموزش و پرورش یاداشت می نویسد. دغدغه ی اصلی او آموزش و پرورش است.در گفته ها ونو شته هایش می توان به نارضایتی وی از وضعیت موجود تعلیم و تربیت در مدارس و دانشگاهها پی برد. روزبهانی  اعتقاد دارد که  مدارس و دانشگاههای ایران می بایست   از نو ساخته شوند  و آموزش و پرورش نوین جایگزین نظام اموزشی فعلی گردد. مهمترین ویژگی اموزش و پرورش نوین به باور  وی  آزادی انتخاب برای یادگیرنده است ، یعنی دانش اموز و دانشجو. او می گوید که دانش اموز و دانشجو باید در روند تحصیل کاملا در یک زمینه  و محیط  دموکراتیک پرورش یابند.


در این یاداشت قصدم این است به نقد روابط استاد -دانشجو در دانشگاه های ایران بپردازم. روابطی که به نظر می رسد  از نوع روابط عمودی یا از بالا به پایین است و نه افقی و هم سطح!  با توجه به اینکه دانشگاه  یک نهاد مدرن و در بیشترجوامع مدافع برابری ودموکراسی به حساب می آید. آیا این نهاد در درون خود نیز به این روش پایبند است؟آیا روابط استاد- دانشجو  در دانشگاهای ایران از نوع روابط هم عرض و افقی است یا از نوع روابط عمودی طولی و غیر دموکراتیک ؟در نظام تعلیم و تربیت جامعه ی ما از دیر باز نقش استاد و معلم،بسیار با اهمیت بوده است. روابط استاد  وشاگرد بر اساس اقتدار و قدرت بالای استاد شکل گرفته بود.استاد کاملا در چرخه ی  رابطه دست بالا را داشت و هرطور که خودش صلاح می دانست می توانست با شاگردش برخورد نماید. در  جامعه نیز این نوع روابط بین استاد و شاگرد کاملا پذیرفته شده  بود . هنجارها و ارزشهای بین شاگرد و استاد در هر صورت حق را به استاد می داد. روابط انها از نوع روابط  عمودی بود یعنی استاد در بالای این چرخه واقع شده بود و شاگرد  در پایین آن! از بالا دستور صادر می شد و کسی که در انتهای  این چرخه قرار داشت ملزم به پیروی بود.

     با ورود اندیشه های جدید برابر خواهی  و آزادی خواهی  به جامعه ایران،چرخه رابطه ی استاد- شاگردی نیز تحت تاثیر قرار گرفت و اندکی دچار تغییر گردید. در یکصد سال گذشته با گسترش بسیار زیاد مدارس و دانشگاههای جدید در کشور انتظارات بیشتری می رفت که اندیشه ی برابری خواه در روابط سنتی استاد- شاگرد  یا دانشجو تغییر و تحول عمیقی صورت دهد،اما متاسفانه این انتظار بر آورده نشد. تجربه بسیاری از دانشجویان در دانشگاههای امروز ایران این ادعا را تایید می کند. در سطح دانشگاه های کشور(دولتی و  غیر دولتی) با نگاه به روابط بین دانشجویان  و اساتید نوعی از روابط عمودی مشاهده می شود.در روابط عمودی بین دو یا چند نفر همیشه یک نفر تصمیم می گیرد  و یکنفر دیگر می بایست تبعیت نماید همانند  رابطه ی پدر و فرزند  یا مرد  و زن در یک رابطه ی پدر سالار یا مردسالار! در دانشگاه های ایران در چند بخش می توان این نوع رابطه را  مشاهده نمود  1- در بعد آموزش  2- در بعد پژوهش  3- در بعد روابط فرهنگی 3- در بعد روابط بین فردی

در قسمت اول این نوشته بیشتر بر نوع رابطه ی استاد- دانشجو در بعد اموزشی تمرکز می شود ودر قسمت های بعد  به ابعاد دیگر این نوع رابطه پرداخته خواهد شد.در سیستم آموزش و یادگیری در کشورما(مدارس و دانشگاهها) که نمود آنرا در سطح دانشگاهها به وفور می بینیم.  روند اموزش و یادگیری به صورت یکطرفه   است . در شیوه آموزشی یک طرفه استاد یا معلم  منبع اطلاعات است و دانشجو خالی از ا طلاعات ،بایست اطلاعات از سمت استاد به دانشجو منتقل گردد و ذهن دانشجو از اطلاعات انباشته گردد. در ضمن استاد برای اینکه بفهمد که آیا این انتقال به درستی صورت گرفته است  یا نه! می تواند از دانشجو بپرسد  یا امتحان بگیرد. این شیوه ی تعلیم و تربیت که به آن یادگیری  می گوییم از قدیم و الایام در سیستم آموزشی ما وجود داشته و هنوز هم وجود دارد.  در این نوع از آموزش چون استاد دارای اطلاعات مهم مورد نیاز دانشجو است،دارای قدرت و اقتداری است که می تواند در روابط آموزشی بین خود  وشاگردش از این قدرت به نفع خود استفاده نماید . در فرهنگ ما نیز دقیقا به همین خاطر است که جایگاه بسیار بالایی برای استادان در نظر گرفته ایم. نقشی که در برخی مواقع می تواند زندگی شاگردش را در جهت های مثبت یا منفی هدایت نماید. قدرت  همراه با اقتداری که فرهنگ پدر سالار در جامعه ی ما به استادان داده است مانند سایر نهاد ها و ار تباطات اجتماعی که نه در یک رابطه ی هم عرض  و برابر قرار گرفته است بلکه در رابطه ای غیر عم سطح و نا برابر شکل گرفته!

این شکل از روابط در امر یادگیری بسیار مخرب است. خلاقیت را از بین می برد. دانشجو را پرسشگر بار نمی اورد. ترس پایه ی این روابط می گردد، چرا که دانشجو از برخورد استاد با خودش ترس دارد . ترسی که ممکن است باعث شود به اهداف تحصیلیش ضربه وارد گردد.در بیشتر  کلاس های دانشگاه در ایران از دانشگاههای دولتی گرفته تا دانشگاه آزاد همیشه حق با استاد است. این استاد است که تصمیم می گیرد که دانشجو چه مطلبی را باید بیاموزد  و چگونه! دانشجو ی خوبی از دیدگاه استاد دانشجویی است که به بهترین نحو ممکن حرف استاد را گوش کند و به همان شکل ارائه دهد و به دیگران انتقال دهد . اما اگر بخواهد خودش در زمینه ی تخصص استاد اظهار نظر نماید برایش عواقبی خواهد داشت. متاسفانه به عنوان دانشجو در همه ی مقاطع تحصیلی از کارشناسی تا دوره ی دکتری با کمتر استاد برخورد داشته ام که در رابطه ی بین خود و دانشجویان اصل برابری را رعایت نماید. شاید در لفظ همه ی ایستادان دانشگاه از برابری و آزادی در امر آموزش و یادگیری می گویند! اما  در مرحله عمل بیشتر آنها از شخصیت اقتدار طلبی برخوردارند که اجازه ی ابراز وجود و حرف نو از طرف دانشجویان را نمی دهند. این روش در روابط  آموزشی به نظر می رسد که چلش مهمی در امر تعلیم و تربیت ایجاد نموده است. و باعث بازتولید همین روابط غیر هم سطح ونابرابر در جاهای دیگر و حتی بین استادان و دانشجویان نسل های بعدی می گردد. در یک جامعه دمکرات همه ی شهرونددان با هم برابر فرض می شوند و همه حق اظهار نظر دارند. این اصل نه برای تفنن ،بلکه به علت نیاز است که گفته می شود. هر خلاقیت و نوآوری در یک فضا و محیط و رابطه ی برابر و سالم  وآزاد است که شکل می گیرد. در  کار علمی و امر آموزش ،رابطه ی برابر  و آزاد بین شاگرد  واستاد ضروری است.  یکی از استادان دانشگاه تهران در جلسه ی انجمن جامعه شناسی  می گفت از ابتدای ترم تا انتهای ان اکثر دانشجویان بخصوص دانشجویان دختر  حتی یکبار  سوال نمی پرسند. ایشان معتقد بود که علت آن  این است که دانشجویان یاد نگرفته اند که سوال بپرسند و نمی دانند که چگونه ود ر چه قالبی سوالات خود را طرح نمایند.البته سوال نپرسیدن دانشجو بیشتر به چرخه ی رابطه ی او با استاد بر می گردد. در فضای کلاسی که استاد اجازه ی اظهار نظر به دانشجویان می دهد و در باره ی اظهار نظر انها قضاوت نمی کند و سریع موضع گیری نمی نماید. دانشجو به مرور احساس وجود می کند و پرسشگر می شود.   اما اغلب استادان از این ترس دارند که اگر به دانشجویان اجازه ی طرح پرسش بدهند،بعث شود که اقتدار آنها فرو بریزد. این نوع نگاه در بازتولید  رابطه ی سنتی استاد – دانشجو در دانشگاهها ی ما بسیار موثر است

 ما باید بپذ یریم که 1- استاد  و دانشجو هر دو در چرخه ی اموزش  از هم یاد می گیرند. 2- رابطه ی استاد – دانشجو می بایست  رابطه ای افقی  برابر و هم سطح باشد  3- نگاه پدر سالارانه بین استاد  و دانشجو کنار گذاشته شود 4- استاد به عنوان یک تسهیل گر در امر یادگیری شناخته شود نه یک منبع اطلاعات

 



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1392

محمد روزبهانی 

عضو شورای نویسندگان سخن معلم

منبع سخن معلم


کارل مانهایم ،  جامعه شناس و متفکر آلمانی از جمله کسانی است که در باره ی موضوعات آموزش و پرورش بسیاراندیشیده و نظریه پردازی نموده است. او معتقد است برای شناخت آموزش و پرورش باید به این سوالات پاسخ داد. چه کسی ؟ به کدام فرد ؟برای چه جامعه ای؟ در چه زمانی ؟ و چگونه آموزش می دهد؟ با جواب دادن به این سوالات می توان شرایط و روند حرکت آموزش و پرورش در یک جامعه را شناخت. قصد من این است با این چند سوال کوتاه آموزش و پرورش کشور را خیلی ساده ولی منتقدانه بررسی نمایم.
در آموزش و پرورش ایران ،چه کسانی ،به کدام افراد، برای چه جامعه ای ،در چه زمانی و چگونه آموزش می دهند ؟من از آخرین سوال شروع می کنم،یعنی چگونگی روش آموزش در مدارس کشور!

به نظر من ،بعضی معلمان و گروهی از متخصصین آموزش و پرورش ؛  اصلی ترین روش تدریس و یادگیری در مدارس روش سنتی کتاب محور،حافظه محور و معلم محور است و دانش آموز در این میانه برای ابراز نظر و تصمیم گیری جایی ندارد. حتی می توان گفت که معلم هم قدرت تغییر در روند مشخص شده ی آموزش را ندارد و ناچار است ،برنامه های ی ابلاغ شده ی از بالا را اجرا نماید! در این بین هستند معلمانی که در امر اموزش خلاقانه وارد عمل می شوند، اما ساختار تقریبا خشک نظام آموزش و پرورش خیلی قدرت مانور را به معلمان نمی دهد. می توان گفت، چگونگی آموزش و یادگیری در کشور ما بر پایه ی روش های سنتی بنا گردیده که قرن هاست وجود دارد. صرفا کمی ابزار آموزشی تفاوت نموده و الاّ روش همان روش است.  

مدارس ما بر اساس چه زمانی به دانش آموز آموزش می دهند؟ پاسخ روشن است ! زمان گذشته! سیستم آموزشی ما بیشتر بر مبنای روش های سنتی بنا گردیده است. ورودی های این سیستم یعنی دانش آموزان (ماده ی خام) راپردازش می نماید و از سیستم خارج می کند تا در سایر نهاد ها وسیستم ها به ایفای نقش به پردازند. آیا خروجی آموزش و پرورش که دانش آموزان دیپلمه هستند برای جامعه ی امروز و فردا ایران جامعه پذیر شده اند؟خیر! آموزش و پرورش نتوانسته انسان هایی را تربیت نماید که نیاز یک جامعه ی در حال توسعه یا توسعه یافته را برطرف نمایند.در واقع بین پرورش یافته گان مدارس ما و جامعه ای که امروز داریم و فردا خواهیم داشت ،رابطه ای منطقی وجود ندارد. ما با روش های آموزشی گذشته ، انسان هایی برای جامعه ی گذشته پرورش می دهیم . افرادی که از مدارس فارغ التحصیل می شوند  ، واقعا نمی دانند با ید در جامعه چگونه کار کنند! و حتی چگونه زندگی نمایند!
مدارس به چه دانش اموزی آموزش می دهند؟ آیا دانش امروز امروز همانند دانش اموز 10 سال پیش یا 20 یا 30 یا 40 یا 50 پیش است؟

به ندرت کسی را می توان یافت که معتقد باشد دانش آموزان امروز با دانش آموزان چند دهه ی گذشته ازهر نظر یکی هستند. خیلی از معلمان با سابقه حتی تغییرات ارزش ها ،باورهای و نوع نگرش دانش اموزان را در طی مدت خدمت خود مشاهده کرده اند و به این امر واقفند که دانش آموز امروز بسیار متفاوت است با دانش آموزان چندین سال پیش! علل این تغییر در نگرش و ارزش ها به دگرگونی های رسانه ای و ارتباطات بر می گردد. امروزه افراد کانال های بسیاری برای دریافت اطلاعات دارند. همین اطلاعات جدید روز به روز بر نوع نگاه افراد تاثیر می گذارد ،از جمله دانش آموزان! پس چرا ما بر روش های آموزش سنتی و تاریخ گذشته ی خود پافشاری می کنیم! با این حال که می دانیم این روش ها برای این افراد کاربردی ندارد!
با استفاده از روش کارل مانهایم ،  اگر به وضعیت تعلیم و تربیت امروز ایران نگاه کنیم، این ویژگی ها را کم و بیش خواهیم دید.
1-افراد را برای گذشته آوزش می دهد نه برای جامعه ی آینده
2– روش ها همیشه ثابت یا تقریبا ثابت اند
3- برای همه ی دانش آموزان از روش های یکسان استفاده می شود
4-دانش آموز پرسشگر نیست
5- تاکید بر متون درسی
6-پیش قدم بودن معلم نه دانش آموز
اما یک آموزش و پرورش نوین این ویژگی ها را دارد
1-برای آینده اموزش می دهد
2- روش ها همیشه در حال به روزشدن هستند
3-محتوا به سرعت در حال به روز شدن هستند
4- پرسشگری برای دانش آموز اصل است
5-پیش قدم بودن دانش اموز
6-شرکت در فعالیت های مفید اجتماعی
البته برای آموزش و پرورش نوین می توان ویژگی های بسیار بیشتری بیان نمود.و ویژگی های بیشتر از آموزش وپرورش سنتی بیان کرد اما به دلیل مختصر بودن این یاداشت به آنها نمی پردازیم.

اعتقاد من این است، زیربنایی ترین گام برای بهتر شدن آموزش و پرورش در جامعه ی ایران، روش های آموزشی باید آزادانه، داوطلبانه، منعطف،پرسشگر،دموکراتیک و غیر متمرکز باشد.

اگر می خواهیم که فردای بهتری داشته باشیم ما (مسئولین-معلمان-خانواده ها و ...) بایست ، نگرش و نگاه مان را به آموزش و پرورش تغییر دهیم و از تغییر روش ها نترسیم.



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1 بهمن 1392

محمد روزبهانی 

عضو شورای نویسندگان سخن معلم

 


اگر همان كاری را انجام دهی كه همیشه انجام می دهی،همان نتیجه ای را بدست خواهی آورد كه همیشه بدست آورده ای!

 

 


 

 روش آموزش در مدارس ما همیشه یك جور بوده و هست ! جالب است كه انتظار داریم نتیجه ی متفاوتی نسبت به گذشته بدست آوریم! آیا می شود؟
تكراركردن یك كار و انتظار نتیجه ی متفاوت داشتن ،دیوانگی است! آیا عملكرد ما در نظام آموزش و پرورش، چه به عنوان معلم،چه مدیر، چه مسئول و چه هر نقش دیگری كه گذشته را تكرار می كنیم و به دنبال نتیجه متفاوت و بهتری هستیم،عاقلانه است؟
تجربه زیسته ی من ابتدا به عنوان دانش آموز و سپس معلم تا امروزچیزی در حدود34 سال است.درطی این مدت ، در مدارس یك روش تكراری از تدریس،آموزش ،امتحان ، روابط معلم-شاگردی، روابط مدرسه -خانواده و سایر موضوعات ومسائل را دیده ام. مشاهدات من در طی این مدت چه به عنوان دانش آموز و چه معلم نشانگر این است كه در محتوا و حتی در شكل و ظاهر رو شهای آموزش و پرورش تفاوتی صورت نگرفته است، اما انتظار تغییرات عمیق و مهم داریم!

آیا امكان پذیر است؟

مگر می شود ما همان روش ها و روابط را به همان گونه به كار ببریم و انتظار تغییر داشته باشیم.برای تغییر در آموزش و پرورش ، ابتدا باید نگرشها، باورها،ساختار، قوانین ، اهداف و رو شها به مرور تغییر نمایند تا تغییر این امور به مرور به تغییر نتایج منتج گردد. البته منظور از تغییر در نگرش ها ،باورها و روش ها به مدیران و سیاستگزاران و خانواده ها و هم به معلمان بر می گردد. در واقع این كنشگران عرصه ی آموزش و پرورش و مرتبطین با آن هستند كه باید تغییر نگرش و روش دهند. تغییرات كنشگران باعث تغییر ساختار و قوانین و روش ها می گردد و در نهایت به تغییر نتایج می رسد. چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. امروزه متولیان آموزش و پرورش ایران برای تغییرات بیشتر متمركز بر ظاهر و سطح هستند و به باورها،نگرش ها و ارزش ها كه بنیادی تر هستند توجهی ندارند! حال یا از روی عمد یا سهو ! بیشتر نیرو و توان خود را در تغییرات رویین آموزش و پرورش قرار داده اند كه نتیجه بخش نیست و نخواهد بود. مثلا تعطیلی مدارس در پنجشنبه ها یا نظام 3-3-3-3 یا 5-3-4 -یا هر شكلی دیگر تغییر بنیادی نیست و در كل همان نتیجه را به ما پس می دهد كه قبلا دریافت كرده ایم. معلمان نیز دچار این چرخه ی معیوب گردیده اند. خیلی از آنها به روش معلمان شان در زمان تحصیل معترض هستند ! اما در عمل و روش تدریس همان شیوه های گذسته را به كار می برند یا در نگاه و نگرش شان به امر آموزش و پرورش همان نگرش گذشته را دارند. بیشتر خانواده ها نیز به مانند گذشته می اندیشند. تفاوت آموزش در جامعه ی ما نسبت به گذشته در این است كه كمی ظاهرش مدرن تر گشته اما نتایج به دست آمده همانند گذشته هستند.
بله ، نگرشها و روشهایمان تكراری است! پس نتایج مان هم تكراری می شود. برای نتایج بهتر باید نگرش و روش ها را تغییر دهیم. تنها یك اصل ثابت در جهان وجود دارد و آن هم این است كه همه چیز در حال تغییر است.

ما خودمان باید پیش قراول تغییر باشیم چرا كه مقاومت در برابر تغییرات ما را به جایی نمی برد جز تباهی!

http://smi-edu.com



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398

جلسه کارگاهی سرگروه های درس علوم اجتماعی شهرستان های استان تهران با سخنرانی دکتر حسین زارع در جهت ارتقای نحوه ارزشیابی، در دبیرستان جوادالائمه(ع) نسیم شهر برگزار شد.


به گزارش روابط عمومی آموزش و پرورش ناحیه2 بهارستان، جلسه آموزشی سرگروه های درس علوم اجتماعی از مناطق بیستگانه شهرستان های استان تهران با موضوع سؤالات مفهومی و استاندارد، در دبیرستان جوادالائمه(ع) نسیم شهر برگزار شد.

در این کارگاه آموزشی، دکتر حسین زارع، مدیرکل پژوهش و تحقیقات دانشگاه پیام نور به تشریح نحوه طراحی سؤالات بر اساس فرایند یاددهی و یادگیری و اصول حاکم بر ارزشیابی پرداخت.

شرکت کنندگان در این جلسه همچنین با «نرم افزار آزمون ساز» که توسط شهرام آزادمنش، یکی از سرگروه های درس علوم اجتماعی تشریح شد، آشنا شدند.

در این برنامه که با حضور مدیر اجرایی مقطع متوسطه اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران برگزار شد، عصمت مهری کارشناس گروه های آموزشی ناحیه2 بهارستان از برپایی نمایشگاه کتاب علوم اجتماعی در خلال برگزاری این کارگاه آموزشی خبر داد.



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 12 دی 1392


نشریه نگاه ، نیمه اول دی ماه 1392

محمد روزبهانی *



نظام های آموزشی از تصور انسان ها نسبت به آینده 
مایه می گیرند، از این رو اگر تصور ما از آینده یك جامعه، با واقعیت موجود آن منطبق نباشد، نظام آموزشی آن جامعه، راه خیانت به جوانانش را در پیش می گیرد. جهان و جامعه ای كه ما در آن زندگی می كنیم به سرعت در حال تغییر و تحول است، این جهان به سرعت متغیر نهادهایی هماهنگ با خود را می خواهد. مهم ترین این نهادها، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش، انتقال فرهنگ، نوآوری و تغییر، پرورش و رشد شخصی افراد، آموزش مهارتهای مورد نیاز جامعه به افراد اجتماعی كردن كودكان ونوجوانان برای زندگی به عهده دارد.
سوال مهم این است كه آموزش و پرورش برای چه زمان و چه جامعه ای افراد را آموزش می دهد ؟ در جوامع گذشته چون تغییر و تحول در جامعه بسیار كند و آرام و راحت تر می شد آینده و نیازهای افراد در جامعة آینده را تشخیص داد ، برنامه ریزی برای آموزش و پرورش هم آسان بود. در گذشته اصل این بود كه فردا همین امروز است، یعنی جامعه  فردا همانند امروز است و با نیازهای
امروز فرقی ندارد و نهایتا اینكه روش های رفع نیازها نیز همانند امروز است. آیا امروز هم می توان گفت كه فردا همین امروز است ؟ خیر به هیچ وجه! جهان امروز توسط فناوری های مختلف دگرگون گردیده و هر روز در حال تغییر است، آموزش و پرورش دیروز نمی تواند نیاز جامعة امروز را پاسخ گوید. جامعه  نو برای رفع نیازهای شهروندانش می بایست از شیوه های نوین برای رفع نیازها استفاده كرد. نمی توان با روش های گذشته به نیازهای جدید پاسخ گفت. این اصل شامل همة نهادها و سازمان های جامعه می شود، از جمله نهادآموزش وپرورش!

متاسفانه در جامعة امروز ایران نگاه غالب به آموزش و پرورش نگاهی سنتی است. این نوع نگاه در
بین مسئولین، معلمان، خانواده ها، مدیران و حتی دانش آموزان و دانشجویان به وفور دیده می شود. فرض اصلی در بین این گروه كثیر این است كه جامعه ایستاست و فرقی با گذشته ندارد و یا اگر تغییر نموده، هنوز می شود از روش های گذشته تعلیم و تربیت در مدارس و دانشگاه ها استفاده نمود و راه درست همین است! اما در مقابل این دیدگاه غالب، دیدگاهی دیگر وجود دارد كه نقطه مقابل گروه اول هستند. فرض اساسی در این دیدگاه این است كه جهان و جامعه  ایران با سرعت در حال تغییر و تحول است و باید روش های سنتی و رسمی فعلی را در زمینة آموزش و پرورش تغییر داد و با توجه به دگرگونی پیاپی جامعه، آموزش و پرورش نیز به روز شود. مصداق بارز آموزش و پرورش امروز ایران مدارس آن است، مدارس امروز به روش های كهنه و قدیمی اداره می شوند و آموزش می دهند! در واقع وقتی عملكرد مدارس را نگاه می كنی، می توانی بفهمی كه فكر پشت این نوع آموزش به تغییرات جامعه توجیهی نمی كند و فرضش این است كه جامعه تغییر نكرده پس به همان روش های سنتی می توان بچه ها را برای زندگی در جامعه آینده آموزش داد اگر به عنوان یك ناظر بیرونی به مدارس نگاه كنیم، ویژگی های آنها را این گونه
خواهیم دید:

1- دانش آموزان را برای گذشته آموزش می دهند نه آینده !

2- حافظه محور هستند نه خلاقیت محور !

3- روابط عمودی از بالا به پایین حكم فرماست!

4-  برای همه دانش آموزان از رو شهای یكسان آموزشی استفاده می شود

5- پرسشگری جایی ندارد

6- برنامه خشك روزانه اجرا می شود

7- مهارت های رسمی و غیركاربردی آموزش داده می شود

8- مدرسه جدای از جامعه است و...!

به نظر من ،  باید نگاه به آموزش و پرورش را تغییر دهیم. باید بپذیریم كه جامعه امروز جامعه یكی
دو دهه گذشته نیست و حتما جامعه بیست سال آینده هم مانند جامعه امروز نیست و تغییرات فراوانی را پشت سرخواهد گذاشت. اگر این فرض را كه دور از واقعیت هم نیست بپذیریم، نتیجه آن خواهد شد كه تغییر دیدگاه و روش ها در آموزش و پرورش، تغییر ساختار مدارس( نه تنها امكانات سخت افزاری) و جایگاه معلمان، امری ضروری است و هر چه سریعتر می بایست از طریق مسئولان نهاد آموزش وپرورش و سایر نهادهای فرهنگی در دستور كار قرار گیرد.

چرا كه فردا همین امروز نیست!


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 28 آذر 1392

محمد روزبهانی

منبع:سایت سخن معلم*

در چند سال گذشته در دبیرستانهای پسرانه بارها دیده ام که مدیرمدرسه به همراه معاونین بدون اطلاع معلمان و دانش آموزان وارد کلاس درس می شوند و به تفتیش وسائل دانش آموزان می پردازند و در پایان چند تایی گوشی موبایل و چیزهای دیگر پیدا می کنن! دانش آموزان خاطی را با خود به دفتر می برند! ضمن ضبط گوشی و وسایل شخصی آنها با یک تعهد سفت و سخت آنها را به کلاس باز می گردانند.

در بیشتر مواقع گوشی ها را به والدین دانش آموزان تحویل می دهند و از آنها هم تعهد می گیرند که فرزندشان دیگر تلفن همراه به مدرسه نیاورند! البته دانش آموزان هم در واکنش به این نوع برخورد ها از روش های جدید تر و خلاقانه ای برای مخفی کردن گوشی ها یشان استفاده می کنند!
از طرف ادارات آموزش و پرورش پوستر هایی تهیه شده و در سطح مدارس نصب می شود که مضمون آن نشان از ممنوعیت استفاده از تلفن همراه در مدارس توسط دانش آموزان دارد و توصیه می شود که برای فراهم شدن محیطی مطلوب برای یادگیری نبود تلفن همراه در مدارس بهتر است و بودنش مخل یادگیری است!

به راستی آیا داشتن تلفن همراه توسط دانش آموزان برای یادگیری مضر است؟

آیا باید با این ابزار مدرن در مدارس مقابله کرد و اجازه نداد که دانش آموزان به آن دسترسی داشته باشند؟ پاسخ دهند گان به این سوالات را می توان به دو گروه تقسیم نمود! گروه اول مخالفین استفاده از تلفن همراه توسط دانش آموزان در مدارس هستند و گروه دوم که در اقلیت قرار دارند و من هم جزء آنها هستم !موافقین استفاده از تلفن همراه به عنوان ابزاری برای یادگیری در مدارس هستند .
مخالفین استفاده از تلفن همراه در مدارس ، همان استدلالی را دارند که همه ی مخالفین نوگرایی در 150 سال گذشته برای مقابله با تکنولوژی های جدید(رادیو-تلویزیون-تلفن-تلگراف- برق-گرامافون-و ...) وارداتی به ایران استفاده می کرده اند! مخالفت آنها به این دلیل است که این وسایل و ابزار باعث بی اخلاقی و گسترش ناهنجاریها می شود.

اگر نگاهی به تاریخ صد و پنجاه ساله گذشته ی ایران نماییم، نمونه های بسیاری از این مخالفت ها را خواهیم یافت. اما چه این استدلال درست باشد یا نادرست در اصل قضیه تفاوتی نمی کند واصل قضیه این است که این تکنولوژی ها به هر صورت در جامعه ی ما گسترش پیدا نموده و حتی مورد پذیرش اکثریت جامعه واقع شده است، حتی مخالفان آین تکنولوژی های نو بعد از مدتی به استفاده کنندگان روزانه از آنها تبدیل شده اند.

در رابطه با این ابزار(تلفن همراه) بهتر است آموزش و پرورش کشور هر چه سریعتر دیدگاه و روش خود را تغییر دهد و به مخالفت با استفاده از آن در ومحیط های آموزشی پایان دهد. البته می توان ازهمین ابزار(تلفن همراه) در امر یادگیری استفاده کرد و یک ایزار به ظاهر نامطلوب برای امر آموزش را به ابزاری مطلوب و موثر تبدیل نمود. این کار نیاز به تغییر در نگرش و روش مدیران ،معلمان و مسئولین دارد.

http://smi-edu.com/



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 آذر 1392

ایسنا| وزیر آموزش‌وپرورش می‌گوید که آموزش‌وپرورش اولویت اصلی کشور نیست. او علل عقب‌ماندگی آموزش‌وپرورش ایران از سایر کشورها را نوع نگرش به سازمان می‌داند: «به‌نظر می‌رسد آموزش‌وپرورش اولویت اصلی کشور نیست و این موضوع به نوع نگرش بازمی‌گردد. وزرای گذشته گفتند که آموزش‌و‌پرورش را هزینه‌ای می‌بینند درحالی‌که آموزش‌وپرورش یک نهاد سرمایه‌ای است و این تعبیر کاملا درست است، چراکه هنوز با ایده‌آل‌ها فاصله داریم و در تقسیم منابع و اولویت‌گذاری، آموزش‌وپرورش در اولویت اول قرار ندارد.»

علی‌اصغر فانی ادامه داد: « اگر از این نوع نگرش به آموزش‌و‌پرورش صرف‌نظر کنیم، روش و محتوا به‌عنوان بزرگترین مشکل آموزش‌وپرورش است و متاسفانه هرکسی که آمده، خواسته با تغییر ساختار مشکلات آموزش‌وپرورش را حل کند. هرچند ساختار عنصر مهمی است اما مهم‌تر از ساختار، محتوای آموزشی، مقررات، وسایل آموزشی و روش‌هاست ضمن آن‌که در راس همه این عناصر توجه به معلم بسیار مهم است.»

فانی با بیان این‌که جایگاه معلم آن‌قدر که باید و شاید دیده نشده، گفت: «معیشت و حقوق معلم خوب دیده نشده به‌تبع آن آموزش‌وپرورش ما تراز یک دنیا نیست، درحالی‌که این نگرش باید اصلاح شده و آموزش‌وپرورش باید در نگاه دولت، مجلس و سایر نهادهای تاثیرگذار کشور در اولویت قرار گیرد، به این معنا که اگر کشور هم با بحران مالی مواجه شد، از بودجه آموزش‌وپرورش کسر نشود.»
او در ادامه از اجرای طرح سرانه‌ای‌شدن بودجه از مهر۹۳ به صورت آزمایشی در تعدادی از مدارس کشور خبر داد: « پس از احصای نتایج، این طرح از ‌سال۹۴ به مدارس دیگر تسری می‌یابد.»

فانی درباره ایجاد «بانک فرهنگیان» هم گفت: «در حال حاضر قسمت اعظم بانک سرمایه ویژه فرهنگیان است. اقداماتی درباره این بانک در دست انجام است که در صورت موافقت رئیس‌جمهوری شاهد یک تحول در این بخش خواهیم بود.»
وزیر آموزش‌وپرورش با اشاره به این‌که آموزش‌وپرورش امروز را با همین منابع فعلی می‌توان بهتر اداره کرد، درباره راهکارهای تحقق این امر و ایجاد منابع جدید در آموزش‌وپرورش، گفت:  «در حال حاضر ۵.۸ درصد یعنی یک‌میلیون دانش‌آموز در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند، درحالی‌که اگر تسهیلاتی را قایل شویم و از بخش غیردولتی حمایت کنیم، این ۸.۵ درصد تا ۲‌سال آینده به ۱۲‌درصد قابل افزایش است.»

فانی ادامه داد: « اگر بتوانیم دانش‌آموزان غیردولتی را به ۵.۱ برابر برسانیم و ۵۰۰‌هزار نفر از دانش‌آموزانی که از مدارس دولتی خدمات می‌گیرند به سمت مدارس غیردولتی سوق بدهیم با هزینه‌های آن می‌توانیم آموزش‌وپرورش را بهتر اداره کنیم لذا توسعه بخش غیردولتی در اداره آموزش‌وپرورش موثر است و بخش دیگر تقویت مدیریت مدارس است.»




ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 آذر 1392
    عزت اله مهدوی،روزنامه اعتماد،25 آذر92

 در جامعه ای که معجزه پیامبرش "کتاب" ونام این کتاب "قرآن = خواندنی " ونخستین پیامش "بخوان"و ستایش از پروردگارش این است که " با قلم تعلیم می دهد" جایگاه کتاب و کتابخوانی چگونه است؟ هر چند ممکن است سرمان را با رجز خوانی اینکه "رستم یلی بود در سیستان" گرم کنیم ، اما این شیوه، دردی از ما دواء نمی کند. وقتی در عمل، سهم ما ازسرانه ی مطالعه و کتابخوانی ، آنقدر ناچیز است که کالعدم محسوب می شود . گاهی لازم است از معرکه ها فاصله بگیریم و وضعیت موجود را بررسی کنیم. برپا شدن نمایشگاههای کتاب، فرصت با ارزشی را فراهم می کند که به این مساله بهتر بپردازیم. قبل از هر سخنی باید فهرستی از کارهایی را که در این راستا انجام گرفته از نظر بگذرانیم. ما هر ساله در اردیبهشت ،نمایشگاه کتاب  داریم . در گوشه و کنار نمایشگاههای تخصصی و دانشگاهی را داریم . هر ساله به همت شهرداری نمایشگاه "یار مهربان " را داریم که با هدف اهد ای کتاب به کتابخانه های مراکز آموزشی و کتابخانه های عمومی صورت می گیرد که به نوبه ی خود ،کاری ارزشمند است . در صدا وسیما و در شبکه های مختلف علاوه بر بازتاب گسترده این رویدادهای فرهنگی،بخشی از فعالیت ها اختصاص دارد به معرفی کتاب و برگزاری مسابقات پیامکی و غیر آن . در مجلات و روزنامه ها نیز به فراخور حال و مقال،معرفی کتاب و نقد و بررسی آنها نیز صورت می گیرد. گاهی نیز جلسات نقد کتاب را هم بر گزار می کنیم. شاید موارد دیگری هم باشد که به خاطر اختصار از نقل آنها معذوریم. به فعالیت های بر شمرده در بالا نیز انتقاداتی نه از باب موضوعیت وضرورت آنها بله از جهت نحوه اجرایشان وارد است . فی المثل در نمایشگاه سالانه ی کتاب در فضای خفه ی ازدحام، بخش زیادی از کارکردهای اصیل یک نمایشگاه کتاب را از دست داده ایم .نمایشگاه یار مهربان در انبوهه ای از جور کردن کتاب به اندازه کوپن و بن کتاب اهدایی و توسط کسانی که بعضا ً شناخت دقیقی از نیاز های آموزشگاهی وکتابخانه ای ندارند و شکار موسسات چاپ و توزیع تست و کمک درسی می شوند، ابتر می گردد. وچون ازطرف  یک پشتیبان مطلع به پیامدها و نتایج،این فعالیت ارزنده  رسیدگی نمی شود،تاثیر  بارزی  بر وضعیت کتابخوانی در مراکز آموزشی به جا نمی گذارد. برای آنکه از این بحث نتیجه بهتری عایدمان شود،نقطه ثقل بحث را به مدارس متوجه می نمایم. نمی دانم چه موقع مسوولین  یکبار برای همیشه به وضعیت کتابخانه های مدارس  سرو سامان می دهند؟ لابد وقتی که تمام مشکلات ساختاری این دستگاه بزرگ را حل کنیم.



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
اولین جلسه گروه علوم اجتماعی و اقتصاد  ناحیه دو بهارستان در تاریخ 17 آذر ماه 1392 راس ساعت 8.30 صبح برگزار گردید. در ابتدای جلسه  آقای مظفر زارع سرگروه علوم اجتماعی شهرستانهای استان تهران راجع به طرح سوالات مفهومی و استاندارد صحبت نمودند كه با استقبال همكاران گروه مواجه شد. وی به طور كامل و با ذكر جزئیات روش صحیح و استاندارد طراحی سوال را برای همكاران گروه تشریح نمودند. سپس آقای محمد روزبهانی در مورد فعالیتهای گروه علوم اجتماعی در سال تحصیلی جاری گزارشی را خدمت همكاران ارائه دادند.در ادامه كتاب جامعه شناسی 1 توسط سركار خانم كبری ایرانشاهی  مورد بررسی دقیق قرار گرفت و توسط ایشان  برای همكارانی كه در امر تدریس این كتاب با مشكلاتی مواجه بودند توضیحات مفیدی ارائه گردید و  همكاران  گروه علوم اجتماعی نیز نظرات خود را بیان نمودند. در پایان كتاب جامعه شناسی سال چهارم بطور مختصر و كوتاه توسط آقای محمد روزبهانی و سایر همكاران حاضر مورد بررسی قرار گرفت و در مورد تدریس این كتاب همفكری صورت گرفت. اولین جلسه ی گروه در سال تحصیلی جاری طبق سر  ساعت مقرر پایان یافت

 با تشكر از مدیریت مدرسه ی جواد الائمه و همكاران گروه علوم اجتماعی  و اقتصاد



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 18 آذر 1392

ساده ترین عنصر زندگی مشترك انسانی كنش اجتماعی (social act) است. كنش اجتماعی سلسله حركات بارزی است كه یك انسان برای حصول هدفی نسبت به انسان دیگر صورت می‌دهد.

كنش اجتماعی متضمن برخورد اجتماعی (social contact) است. برخورد اجتماعی نخستین تأثیر بدنی یا روانی است كه انسانی در انسانی می گذارد. در نتیجة تأثیری كه یك انسان در انسان دیگر می‌گذارد و تحریك (stimulus) خوانده می‌شــــود، تغییر یا به اصطــــلاح، پاسخ (response) یا واكنشی (reaction) در انسان دوم پدید می آید.

بر اثر دوام كنش اجتماعـــی ضرورتاً تحـــریك متقــابل اجتمـــاعــــی (social interstimulation) روی می دهد. به این معنی كه یك انسان محرك انسان دیگر می گردد و پاسخی در او برمی‌انگیزد، و دومی نیز به نوبة خود، اولی را برمی‌انگیزاند و به پاسخی وامی‌دارد؛ و به این ترتیب جریانی از دوسو فراهم می‌آید و ادامه می‌یابد.

تحریك متقابل اجتماعی به ارتباط متقابل اجتماعی(social intercommunication) منجر می شود. ارتباط متقابل اجتماعی ارتباطی است كه به صورت‌های گوناگون مانند تقلید و سخن گفتن و تلقین در می‌آید و تجارب انسان ها را از یكی به دیگری انتقال می‌دهد.

بر اثر ارتباط متقابل اجتماعی، كنش‌های اجتماعی یك انسان با كنش‌های اجتماعی انسان‌های دیگری كه در پیرامون او هستند،می‌آمیزندوازاین‌آمیزش، كنش‌های متقابل اجتماعی (social interaction) به بار می‌آیند. كنش های متقابل اجتماعی كنش‌هایی اجتماعی هستند كه بین دو یا چند انسان واقع می‌شوند و در میان آنان نوعی هماهنگی به وجود می‌آورند.

بدین شیوه انسان ها از دم زادن به زندگی مشترك یا به اصطلاح به جامعه زیســتی (sociation) یا جامعــه جویـــی (sociality) یاجامعه دوستی(sociability) می‌گرایند.

از این جاست كه انســان هیچ گاه فرد (individual) به شمار نمی رود، بلكه انســـان كــه اصالتاً انســـان اقتصـــادی (homo oeconomicus) است، در همه حال انسان اجتماعی (homo politicus) یا جامعه زی (socius) یا شخص (person) شمرده می‌شود.



ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
در راستای طرح  و برنامه های گروه علوم اجتماعی ناحیه دو بهارستان ،فراخوان مقاله با موضوع (مدرسه ایذه آل) اعلام
می گردد.

مهلت ارسال 17 دی ماه 1392

ارسال به ایمیل گروه علوم اجتماعی به آدرس:rooz6105@gmail.com

 مقالات و یاداشتهای برتر در سایت گروه علوم اجتماعی درج خواهد شد


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 18 آذر 1392
گروه علوم اجتماعی ناحیه دو بهارستان در راستای طرح و برنامه های گروه یك دوره مسابقه با موضوعات اجتماعی و فرهنگی( آداب  و رسوم ،مناسك، هنجارها و مراسم مختلف اجتماعی و فرهنگی) در دو بخش همكاران فرهنگی و دانش اموزی برگزار مینماید
مهلت و شیوه ارسال: تا تاریخ 10/10/92   به ایمیل گروه علوم اجتماعی به آدرس rooz6105@gmail.com ارسال گردد


ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392


دکتر ابوالفضل بختیاری

در این نوشتار که نویسنده طی چندین سال به مطالعه و مشاهده سرزمین آفتاب تابان (ژاپن) پرداخته، درس‌هایی از فرهنگ آموزش و مدارس ژاپنی ها را به صورت خلاصه ارائه کرده‌است.

                              به ژاپن باید به مثابه آئینه نگاه کرد و نه یک راهکار

           مری وایت ۱۹۸۷ به نقل از لوئیس ۱۹۹۵ ترجمه افشین منش و ایلبگی طاهر

                        برای شناخت سرزمین خود، بایدسرزمین دیگری را شناخت

                         لوئیس ۱۹۸۵ترجمه افشین منش و ایلبگی طاهر ۱۳۸۵

اشاره

در دهه های اخیر دستاوردها و پیشرفت های شگرف ژاپن موجب حیرت و حسرت جهانیان شده است. بطوریکه بسیاری از پژوهشگران راز موفقیت و توفیق ژاپنی ها را در فرهنگ آموزش و پرورش آن جستجو می کنند. در این نوشتار که نویسنده (از کارشناسان پژوهشگاه آموزش و پرورش است) طی چندین سال به مطالعه و مشاهده سرزمین آفتاب تابان (ژاپن) پرداخته، درسهائی از فرهنگ آموزش و مدارس ژاپنی ها را به صورت خلاصه ارائه کرده، که تقدیم می شود:

مقدمه
پژوهش های انجام شده در خصوص فرهنگ آموزش و فرهنگ مدارس ژاپنی ها، اعجاب جهانیان را برانگیخته است. بطوریکه در چندین آزمون بین المللی (
TIMSS تیمز)، آموزش و پرورش ژاپن جز کشورهای برتر جهان بوده است، همچنین مطالعات تطبیقی آموزش و پرورش نشان می دهد که آموزش و پرورش عمومی به ویژه دوره ابتدائی از کیفیت بسیار بالائی برخوردار است (سرکارآرانی، ۱۳۸۴). “اَزرا ووگل” (استاد دانشگاه هاروارد) که حدود ۲۰ سال در آنجا به مطالعه مشغول بوده می نویسد: من از موفقیت های ژاپن طی دو دهه اخیر شگفت زده شده بودم، از خودم می پرسیدم چرا ژاپن، بی آنکه منابع طبیعی داشته باشد، تا این حد در حل مشکلاتی که برای جامعه آمریکا ناگشوده مانده موفق بوده است؟! اما به راستی راز موفقیت ژاپن در چیست و کدام ویژگی باعث شده تا بسیاری از آگاهان، قرن بیست و یکم را قرن ژاپن بدانند و آن را کشور شماره ۱ بشناسند؟.

 نظام آموزشی ابتدایی در ژاپن

مدارس ابتدائی در ژاپن بسیار جالب و دیدنی هستند، ساختار و نظام آموزش ابتدایی ژاپن به پرورش شخصیت کودک در این دوره بسیار توجه دارند. فضای فیزیکی مدارس ابتدایی بسیار مجهز و درخور توجه هست، بطوریکه اکثر مدارس ابتدایی در ژاپن استخر دارند و فضای فیزیکی بسیار تمیز و با طراوت هستند. اما چرا مدارس ابتدائی؟




ادامه مطلب را اینجا مطالعه کنید»»»»
ارسال توسط سرگروه مطالعات اجتماعی متوسطه اول 99-1398
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا از عملکرد (اطلاع رسانی، نو و بروز بودن محتوا، کاربردی بودن مطالب و...) وب سایت گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان رضایت دارید؟





صفحات جانبی
دبیرخانه های استانی
امکانات جانبی
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت


یک پیام بفرستید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic